تبليغاتX
رهایی


رهایی

در كل داشتن چشمهاي درخشان و پر حركت دليل وجود هوش است.

چشمان درشت و زيبا:

نشان دهنده صفا، صميميت، هنرمند و عاطفي، منصف و غيرتمند، تمايل به اغراقگويي، داراي ذهني روشن و متعالي، در دوستي خونگرم، مديران موفقي هستند.

چشمان بهم نزديك و كم فاصله:

حسودي و كوتاه نظري، احساساتي، زنان اين گروه درونگرا و پنهان كار، حيله گر و حسابگر، موفق در امور تجاري و سياسي

چشمان نيمه باز:

حيله گري و دلالي، غير قابل اعتماد

چشمان خمار:

احساسي و در رويا بودن

چشمان با فاصله زياد و دور از هم:

سادگي، درستي، فكر باز، توقعات زياد از زندگي، بسيار زود باور، تمايل شديد به رمان و داستان، برونگرا، مردمي، وفادار

چشمان لنگه به لنگه:

چشماني كه يكي از ديگري بزرگتر است هردم مزاج و هر دم خيال، قدرت فكري زياد ندارند و قاطعيت ندارند.

چشمان برجسته وبيرون زده:

صفات منفي مثل تنبلي، پرسر و صدا، پر حرف و ظاهربين

چشمان گودرفته و تورفته:

موذي، اگر با فاصله هم نباشد دورو و متظاهر

پلكهاي برجسته:

هوش، استعداد و دقيق، گاها لاابالي و مستعد در صنايع

چشمان خندان و متبسم:

شوخ، قلب پاك، استعداد در صنايع، اگر زن باشد مادري با عاطفه و مهربان.

مردمك در وسط چشم وسفيدي پيدا:

اختلال و پيچ و خم هاي فكري، بي باك بودن

چشمهاي بادامي:

خودخواه و متكبر، مغرور، اگر ابروها از چشمها فاصله داشته باشد خوبي و آرامش روح.

چشمهايي كه انتهايش پايين يا بالاست:

ساعي، تيزهوش و بعضا موذي و حيله گر.

چشمان ريز مثل كبوتر:

طبع ملايم، ذلالت بر راز پوشي زياد و سكوت، محتاط و محافظه كار، صادق و راستگو، مشكل پسند، كم صبر، ناشكيبا، مردان اين گروه مديران و فرمانداران و مشاوران قوي هستند و زنان اين گروه وفادار و پايدار هستند. خودخوري و استعداد هوشي زياد.

چشمان سه گوش:

اكثرا با ديگران مشكل دارند بالاخص با نامزد خود ،بي حوصله در بحث و جدل، وسواسي، ايراد گير، اهل نق زدن، سازگاري با محيط و حرفه هاي مختلف دارند. بهترين فضاي كار براي اين گروه فضاي سياسي است.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 19:6 توسط رها| |

 پسركی از مادرش پرسید : مادر چرا گریه می كنی؟

مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمی دانم عزیزم ، نمی دانم

پسرك نزد پدرش رفت و گفت : بابا ، چرا مامان همیشه گریه می كند؟ او چه می خواهد؟

پدرش تنها دلیلی كه به ذهنش می رسید ، این بود : همه ی زنها گریه می كنند ، بی هیچ دلیلی

پسرك متعجب شد ولی هنوز از اینكه زنها خیلی راحت به گریه می افتند، متعجب بود

یكبار در خواب دید كه دارد با خدا صحبت می كند ، از خدا پرسید: خدایا چرا زنها این همه گریه می كنند؟

خدا جواب داد : من زن را به شكل ویژه ای آفریده ام . به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگینی زمین را تحمل كند

به بدنش قدرتی داده ام تا بتواند درد زایمان را تحمل كند ، به دستانش قدرتی داده ام كه

حتی اگر تمام كسانش دست از كار بكشند ، او به كار ادامه دهد

به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتی اگر او را هزاران بار اذیت كنند

به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهای او بگذرد و همواره در كنار او باشد و به او اشكی داده ام

تا هرهنگام كه خواست ، فرو بریزد . این اشك را منحصرا برای او خلق كرده ام تا هرگاه نیاز داشت بتواند از آن استفاده كند

زیبایی یك زن در لباسش ، مو ها ، یا اندامش نیست . زیبایی زن را باید در چشمانش جست و جو كرد

زیرا تنها راه ورود به قلبش آْنجاست

        

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 11:52 توسط رها| |

درخصوص خرابی سایت  www.umsha.ac.ir  باید عرض کنم برای دریافت نمره ها می توانید آدرس http://85.185.231.4 را در آدرس بار خود کپی کرده و نمرات خود را دریافت کنید.

امیدوارم همه ی شما نمرات خوبی کسب کرده باشید.

نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 10:18 توسط رها| |

بهترین راه،اظهار عشق

1. مردان با تلاشى بسیار اندك، مى‏توانند علاقه خود را به همسرشان نشان دهند.

در تمام زن‏ها، علایق مشتركى وجود دارد كه مهم‏ترین آنها، توجه، محبت و قدردانى است.

توجه؛ براى چند دقیقه یا حتى چند لحظه، با تمام حواس، متوجه او باشید؛ حالش را بپرسید؛ شنونده او باشید و به چیز دیگرى توجه نكنید.

محبت؛ محبت، یعنى دوست داشتن و سخنان محبت‏آمیز.

قدردانى؛ قدردانى، یعنى در برابر او اذعان كنید كه در خانه، زحمت مى‏كشد؛ پس تلاش‏هاى او را ارج بگذارید و از سلیقه و كوشش او تعریف، تمجید و تشكر كنید.

2. زن و مرد ، دید متفاوتى نسبت به زمان دارند.

این تفاوت نگاه، باعث بسیارى از سوءتفاهم‏ها مى‏گردد؛ مانند دیركردن‏ها، فراموش كردن انجام كارى به موقع و مهم نشمردن رویدادهاى مهم؛ مثلاً زن‏ها به خوبى مى‏دانند كه آخرین بارى كه به گردش رفته‏اند، كى بوده است و سالروز تولدها و سالگرد ازدواج و سایر مناسبت‏هاى مهم، چه زمانى است. این توانایى كه گاه مردها را حیرت‏زده مى‏كند، براى زن‏ها، بسیار طبیعى و ذاتى است و در واقع، در ساختار زیستى آنها برنامه‏ریزى شده است. بدن زن، از یك چرخه ماهانه تبعیت مى‏كند و عادت شمردن، از همان ابتداى بلوغ، در فعالیت‏ها پدیدار مى‏گردد. بنابراین، اگر گاهى با همسرتان بر سر چنین مسائلى اختلاف نظر پیدا كردید، بهتر است بر نظر خود پافشارى نكنید و به زمان‏سنجى همسرتان بیشتر اعتماد كنید.

3. زن‏هاى تشنه محبت ، خصوصیاتى دارند كه مردان باید به آنها توجه كنند.

آقایان محترم: سیراب كردن دل و جان همسرتان، یكى از مهم‏ترین مهارت‏هاى شماست. زنان، رفتارهاى خاصى، هنگام احتیاج به محبت دارند؛ علائم تشنگى یك زن براى محبت، عبارتند از: تحریك پذیرى (حساس بودن) عصبى و زودرنج بودن، پرتوقع بودن، خستگى مزمن، كم اشتهایى یا پرخورى، افسردگى، مشغولیت‏هاى افراطى.

مردان باید بدانند كه زنان احتمالاً به آنان نخواهند گفت چقدر از نظر عاطفى محتاج آنان هستند یا چقدر افسرده‏اند؛ بنابراین، دقت كنید كه مبادا كمتر از آنچه مى‏دهند، دریافت كنند و اجازه ندهید چنان تشنه محبت شوند كه سرانجام از لحاظ احساسى، نسبت به شما سرد شوند.

رسول خدا (ص) فرمود :

هر چه ایمان انسان كامل تر باشد به‏ همسرش بیشتر اظهار محبت می نماید.1


4. رفتارتان را با شوهر خود، هنگام برگشتن از سر كار به منزل، بهبود دهید.

كارهایى كه در این بهبودى رفتار مؤثرند، عبارتند از:

سلام و احوال‏پرسى همراه با خوشرویى، گرفتن كیف، كت و بسته‏هاى خرید، دادن خبرهاى خوش، آماده كردن سریع غذا، پرس‏وجو از اوضاع كارى روز، صحبت كردن به مرد، گله و شكایت نكردن از حوادث و كارهاى آن روز و... .

5. هنگامى كه رفتار مرد ناگهان تغییر مى‏كند، زن باید آرامش خود را حفظ كند.

مرد به شكل غریزى، براى این كه به جنس مخالف نزدیك شود، از او فاصله مى‏گیرد وبااصطلاح به غار تنهایی می رود.اگر چنین فرصتى از طرف زن به مرد داده نشود، هرگز از میل شدید خود به جنس مخالف آگاه نمى‏شود. هنگامى كه مرد از زن فاصله مى‏گیرد، پس از مدتى با میلى شدیدتر، به طرف زن برمى‏گردد و فاصله‏اش از قبل كمتر مى‏شود. مردها پس از آن كه نیازشان به عشق و صمیمت برآورده شد، ناگهان به یاد استقلال گذشته خود مى‏افتند و حس مى‏كنند كه شدیداً به آن نیاز دارند. هنگامى كه مرد از زن فاصله مى‏گیرد، زن دچار هراس شده، به دنبال اشتباه یا خطاى خود مى‏افتد. او متوجه نیست كه مرد با این كار، مى‏خواهد نیاز به استقلال خود را تأمین كند؛ سپس ناگهان مرد با عشق و علاقه شدیدترى به سوى زن باز مى‏گردد و پیوسته در میان وابستگى عاطفى و استقلال در رفت و آمد است.

6. زن‏ها در توانایى خود براى عشق ورزیدن به همسر خود، مثل موج، بالا و پایین مى‏روند.

زن، هنگام فرو كش كردن موج، با رفتارش نشان مى‏دهد كه به شدت حساس و شكننده شده است و به عشق بیشترى نیاز دارد. نكته ضرورى، این است كه در این مرحله، فرد متوجه نیازهاى او بشود و گرنه، امكان دارد كه با توقعات بى جا، او را بیازارد. توقع مهربانى دائمى از زن، نامعقول است؛ همان طور كه هوا همیشه آفتابى نیست. مرد، ناگهان گمان مى‏كند كه تغییر روحیه زن، به خاطر رفتار اوست. هنگامى كه زن شاد است، مرد خوشحالى زن را به حساب خودش مى‏گذارد و هنگامى كه افسرده است، خود را مسئول مى‏داند. مردان باید توجه داشته باشند كه در چنین زمانى، زن به محبت بیشترى نیاز دارد؛ ولى مردان نباید توقع داشته باشند كه حال زن، به سرعت خوب شود؛ چون زن قبل از آن كه بتواند بالا بیاید، كاملاً باید به عمق برود و وقتى زن از داخل چاهش بیرون مى‏آید، دوباره تبدیل به همان موجود مهربان و دوست داشتنى سابق مى‏شود.

7. تفاوت‏هاى خود را به تعریف و تمجید بدل سازید.

زن باید احساس كند كه دوستش دارند و همان شخصیتى كه دارد، مورد نیاز و پذیرش است و باید براى آن چه مى‏كند، مورد قدردانى واقع شود.

به او بگویید كه كیست و شخصیتش همان چیزى است كه شما با تمام قلبتان از آن ستایش و قدردانى مى‏كنید. این احساس را به او بدهید كه براى شما اهمیت دارد و این كه او به زندگى‏تان بهبهود بخشیده است و این كه بدون او، شما نمى‏توانستید مانند آن چه اكنون هستید، شاد و راضى باشید.

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 11:55 توسط رها| |

مي ترسم از نبودنت...

و از بودنت بيشتر!!!

نداشتن تو ويرانم ميكند...

و داشتنت متوقفم!!!

وقتي نيستي كسي را نمي خواهم.

و وقتي هستي" تو را" می خواهم.

رنگهايم بي تو سياه است ،و در كنارت خاكستري ام

خداحافظي ات به جنونم مي كشاند...

و سلامت به پريشانيم!؟!

بي تو دلتنگم و با تو بي قرار....

بي تو خسته ام و با تو در فرار...

در خيال من بمان

از كنار من برو

من خو گرفته ام به نبودنت


نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:14 توسط رها| |

خدا بزرگ بود...مي خواست عاشقي كنه...آدم رو آفريد ...اما سالها شيطان عاشق خدا بود....مي خواست تنا عاشق باشد...پس فرياد زد و اعتراض كرد...خدا نفهميد تركش كرد...شيطان تنها شد...سالها پيش آدم خدا را از ياد برد...آدم عاشق شيطان شد...اين وسط خدا تنها موند...به همين سادگي!!!
 
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:27 توسط رها| |

 فرض کنیم که انتخابات برگزار شود و ما به یکی از نامزدهای احتمالی رای بدهیم و همان ‏نامزد مورد نظر ما رئیس جمهور شود3. سال از انتخابات گذشته است.

در هر صورت به خودمان چه می گوئیم؟

 به همسرمان چه می گوئیم؟

 به فرزندمان چه می گوئیم؟

 به ‏مغازه دار سر کوچه چه می گوئیم؟

به برادرمان که در لندن ساکن است چه می گوئیم؟

در تاکسی چه می گوئیم؟

 به ‏حکومت چه می گوئیم؟

 چه ضرب المثلی را زیاد تکرار می کنیم؟ ‏

اگر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور بشود‏:


به خودمان می گوئیم: دوباره عجب غلطی کردم!‏
به همسرمان می گوئیم: عزیزم می ری بیرون مواظب تانک ها باش سر و وضعت رو هم درست کن نگیرن ببرنت وزرا!‏
به فرزندمان می گوئیم:  پسرم، معلومه که انرژی هسته ای از نون شب و سفر های استانی هم واجب تره!
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: یعنی بازم تو همین یه هفته دوبرابر شد؟
به برادرمان که در لندن ساکن است می گوئیم:نه نه! تو نیا، منم که بهم ویزا نمیدن بیام. تلفنی حرف میزنیم

در تاکسی میگوئیم: اِِاِاِاِاِ نه بابا ، یعنی حتی بازار کار شما ها هم خوابیده؟؟؟ (به قصاب)
به حکومت می گوئیم: این دروغ گوها!‏
این ضرب المثل را زیاد تکرار می کنیم: خودم کردم که لعنت بر خودم باد!

اگر مهدی کروبی رئیس جمهور بشود‏:


به خودمان می گوئیم: وای! مردم از خنده!‏ عجب شیخ باحالیه!
به همسرمان می گوئیم: من نمی آم مهمونی، امشب میتی مصاحبه داره.‏
به فرزندمان می گوئیم: نه پسرم، همه رئیس جمهورها قاطی نیستن.‏
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: بخدا ما جزو پنجاه هزارتومنی ها نیستیم.‏
به برادرمان که در لندن ساکن است می گوئیم: تا روزی که تو بیای معلوم نیست چی بشه.

در تاکسی میگوئیم:‏ امشب حتماً مساحبه دومش با کیریسین امان پور و ببین. کرکره خندس!
به حکومت می گوئیم: این دیوونه ها!‏
این ضرب المثل را زیاد تکرار می کنیم: فکر میکردیم کباب میپزن، نمی دونستیم خر داغ میکنن‏

اگر علی لاریجانی رئیس جمهور بشود‏:


به خودمان می گوئیم: دیدی خوش خیال؟
به همسرمان می گوئیم: می شه اون تلویزیون رو خفه اش کنی؟!‏
به فرزندمان می گوئیم: پسرم، من چه می دونم استیذان استشفاء یعنی چی؟ ‏
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: یعنی هیچ رقم بستنی ایرانی نداری؟
به برادرمان که در لندن ساکن است می گوئیم: نه بابا، بیخودی نگران نباش، همه اش شعاره.‏

در تاکسی میگوئیم: اِ یعنی ماهواره نداری!؟!؟!؟؟؟ پس چی نیگا میکنی، در و دیوارو؟

به حکومت می گوئیم: این حقه بازها!‏
این ضرب المثل را زیاد تکرار می کنیم: چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی!‏

اگر سید محمد خاتمی رئیس جمهور بشود‏:


به خودمان می گوئیم: هرچی باشه اقلا ً تو دنیا یه ذره آبرو برامون جمع کرد.
به همسرمان می گوئیم:عیب نداره، فردا میرم تو سخنرانیش هرچی از دهنم در بیاد بهش میگم، هیچ کسم  کاریم نداره، حالش رو جا میارم

به فرزندمان می گوئیم:نه پسرم رئیس جمهورم بشی نمی تونی کار زیادی بکنی!
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: لطفا سه تا روزنامه هم حساب کن! ‏
به برادرمان که در لندن ساکن است می گوئیم: من که نمی آم، تو بیا!‏

در تاکسی میگوئیم: آقا فیلم مارمولک و دیدی؟ عجیبه گذاشتن پخش بشه هااااااا!
به حکومت می گوئیم: این بی عرضه ها!‏
این ضرب المثل را زیاد تکرار می کنیم: بزک نمیر بهار میاد!!!

اگر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور بشود‏:


به خودمان می گوئیم: برم؟ نرم؟ بکنم؟ نکنم؟
به همسرمان می گوئیم: پاشو بریم خونه مامانت اینا منتظرن
به فرزندمان می گوئیم: بیا پسر! تلفن باهات کار داره، فکر کنم سانازه‏
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: این چند وقت نبودین تشریف برده بودین دبی؟

 به برادرمان که در لندن ساکن است می گوئیم: بیا، ولی خونتو نفروش

در تاکسی میگوئیم: آقا خیالی نیست، برو دیرم نشه من 3 نفرو حساب میکنم. داداش اصلا ً در بست، خوبه؟
به حکومت می گوئیم؟ این مارمولک ها!‏
این ضرب المثل را زیاد تکرار می کنیم: دست ما کوتاه و خرما بر نخیل‏

اگرمحمد باقر قالیباف رئیس جمهور شود:


به خودمان می گوئیم: بازهم جای شکرش باقیه
به همسرمان می گوئیم: سر راه از داروخونه یه بطر الکل طبی هم بگیر
به فرزندمان می گوئیم: مگه ما درس خوندیم کجا رو گرفتیم؟
به مغازه دار سر کوچه می گوئیم: بذار تو نایلون مشکی می برم.‏
به برادرمان که در لندن ساکن است می گوئیم: بیا یه تفریحی بکن، حالت رو به راه  شه.‏

در تاکسی میگوئیم:زیاد حرف بزنی زنگ میزنم 333 ازت شکایت میکنم پدرتو در بیارناااا!!
به حکومت می گوئیم: ای شارلاتان ها!‏
این ضرب المثل را زیاد تکرار می کنیم: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو

نتیجه گیری اخلاقی: همیشه یک چیزی کم است و همه چیز رو نمیشه با هم داشت!‏

نتیجه گیری انتخاباتی: حق انتخاب با ماست... البته بعد از شورای نگهبان.

نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 12:46 توسط رها| |

وقتي كه ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم
وقتي كه ديگر رفت من به انتظار امدنش نشستم
وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم
وقتي او تمام شد من اغاز شدم
و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي كردن است مثل تنها مردن

دكتر شريعتي
نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 12:8 توسط رها| |

حس دوست داشتن،حس عاطفی و کشش روح،حس تعلق خاطر که بدون هیج گونه رنگی از شهوت و خواسته های جسمی باشد قشنگ ترین حس های دنیاست.حسی مقدس است و شیرین که اگر کسی فقط یک بار در زندگی تجربه کند،تازه می فهمد منظور خدا از عشق و مهر ومحبت چیست و آن آدم در عین اینکه خوشبخت ترین بنده ی خداست،می تواند بدبخت ترین هم باشد!چون اگر این را تجربه کنی  و از دست بدهی دیگر روحت آرام نمی گیرد و به چیزی غیر از آن حس رضایت نمی دهی!
نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 21:10 توسط رها| |

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کسی یازی
 به کراه آورد دست از بغل بیرون
 که سرما سخت سوزان است
نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود تاریک
 چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟
 مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... ای
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
 منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
 تگرگی نیست ، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
 حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است

نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 19:48 توسط رها| |


Design By : Night Skin